توضیح و بررسی مباحث منطق فازی
دانلود : http://www.4shared.com/rar/H7q16tro/takalif.html

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 3:42  توسط H.t  | 

دانلود : http://www.4shared.com/rar/X_t6TGcB/ketab_fuzzy.html

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 3:41  توسط H.t  | 

چکیده: درکاربرد روزانه ما زبان طبیعی برای ارائه دانش و اطلاعات ، مقدار زیادی ابهام ، ایهام ، بی دقتی و یا فازی بودن وجود دارد. علی بلند قامت است . مثال ساده ای از این نوع می باشد. منطق دو ارزشی کلاسیک قادر به صوری کردن استدلالهایی که شامل چنین عبارتهایی هستند ، نمی باشد. در مقابل منطق فازی مدعی است که می تواند چنین استدلالهایی را( استدلالهای تقریبی) صوری نماید. دکتر لطفعلی عسکرزاده با معرفی مجموعه های فازی و مفهوم درجه عضویت در سال 1965 منطق فازی را پایه گذاری نمود. عبارت منطق فازی به دو معنا به کار می رود . منطق فازی در معنای محدود آن ، یک سیستم منطقی است باهدف صوری کردن استدلال های تقریبی و دراین معنا بسطی از منطق چند ارزشی به شمار میرود و ارزشهای صدق این منطق اعداد حقیقی بازه می باشد و در معنای گسترده معادل با تئوری مجموعه های فازی است.در این پایان نامه با معرفی مفهوم فازی ابهام ، مروری بر منطقهای چند ارزشی خواهیم داشت و پس از آن به معرفی مجموعه های فازی می پردازیم. در ادامه باارائه یک سیستم منطقی فازی با ساختار لوکاسیویچی ، ساختار نحوی و معنایی آن را بررسی می کنیم. و در آخر واکنشهای جامعه علمی و فلسفی را با مروری بر نظرات برخی از فلاسفه منطق مورد بررسی قرار می دهیم. ایده نهایی این تحقیق بیان کننده این امر است که منطق فازی با اعمال شرایط ویژه می تواند به عنوان یک سیستم منطقی مورد توجه واقع شده و در شمار منطقهای فلسفی قرار گیرد.

دانلود مقاله : http://www.ensani.ir/storage/Files/20101002113837-44198.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 3:25  توسط H.t  | 

ارزيابي چابکي سازمان با استفاده از منطق فازي

چكيده تغيير، يکي از بزرگترين خصوصيات سازمانها و موسسات در حوزه رقابتي امروز است .چابکي توانايي سازمان براي تغيير است تا فرصتهايي را که براساس اين تغيير ايجاد مي‌شود مورد بهره برداري قرار دهد. سازمان چابک سازماني است که مي تواند تغيير کند و خود را با تغييرات محيطي همچون يک استراتژي پيروز مندانه وفق دهد؛ در حالي که تحقيقات زيادي در مورد اينکه چابکي چيست و چگونه سازمانها مي توانند چابک باشند، انجام نشده است. ولي هميشه پاسخ به چنين سئوالاتي براي متخصصان و براي تئوري پردازان چابکي سازماني بسيار حياتي است .با اين وجود متاسفانه کارهاي کمي در مورد اندازه گيري چابکي سازمان انجام شده است‌. اندازه گيري شاخص براي برنامه ريزي استراتژيک و تعيين ميزان چابکي کنوني سازمان و تعيين نياز سازمان به چابکي و شناسايي اين شکاف و ايجاد فرمولي براي پرکردن اين ضعف ضروري است.محاسبه شاخص چابکي همان گونه که تعريف شده، بسيار مشکل است، زيرا بايد در بطن تغيير اين اندازه گيري انجام شود . بيشتر شاخصهاي چابکي رويکردي گذشته‌گرا دارند‌. يک روش متفاوت براي اندازه گيري چابکي استفاده از پيچيدگي به عنوان يک شاخص جايگزين براي اندازه‌گيري چابکي است. بنابراين چون چابکي يک تغيير غير قابل پيش‌بيني است اين رويکرد ديگر مناسب نخواهد بود‌‌.اگر چه روش‌هاي ديگر اندازه گيري چابکي نيز اين ضعف را دارند‌. در صورتي اين مشکل حل مي شود که اطلاعات کافي تجربي براي نشان دادن اينکه پيچيدگي با چابکي مشابه است در دسترس باشد و اين محدوديت اين روش است. اما منطق فازي روشي ديگر است که ابزار بسيار مناسبي براي تصميم گيري در اختيار قرار مي دهد . بنابراين مشروح اين مقاله شاخص مناسبي براي اندازه گيري چابکي با روش منطق فازي که روش مطمئن تري است را بيان مي‌دارد . مقدمه موضوع تغيير موضوعي تازه نيست‌. اگر به گذشته باز نگريم در مي يابيم که از قرن پنجم پيش از ميلاد سه مکتب فلسفي معتبر يونان مسئله تغيير را مطرح کرده بودند. امروزه سازمانهاي زيادي در مواجهه با افزايش رقابت حاصل از نوآوريهاي تکنولوژيک و محيط هاي متغير بازار و تغيير در تقاضاي مشتريان قرار گرفته‌اند.اين وضعيت بحراني موجب تغييرات اساسي در اولويتها، ديدگاههاي استراتژيک و رسالت استراتژيک در بازار رقابتي افزايشي و توسعه و بهبود انعطاف پذيري و مسئوليت پذيري سازماني شده است: به نظر مي رسد که با داشتن پيش آگاهي نسبت به تغيير، تصور آن و از آن فراتر پذيرش وقوع قطعي تغيير به جاي هراس از آن‌، بهتر مي توانيم مسير تغيير را تعيين کنيم و حتي خود عامل تحقق آن باشيم. در دهه گذشته بيشتر سازمانها ساختار دهي دوباره و مهندسي مجدد را در جواب به چالشها و تقاضاها در پيش مي گرفتند؛ اگر چه که هميشه هم موفقيت آميز نبوده است. اساس و بنيان سازمان چابک در يکپارچگي سيستم اطلاعاتي ، تکنولوژي‌، افراد، فرايندهاي تجاري و تجهيزات در سازمان هارمونيک براي پاسخگويي سريع به اتفاقات و تغييرات محيط است.در واقع سازمان چابک نه تنها تمام شکل فعاليتهاي سازمان را در بر مي گيرد، بلکه با زنجيره ارزش آن سازمان نيز در ارتباط خواهد بود. سازمان چابک به طور کلي مي‌تواند باعث کاهش هزينه هاي توليدي و افزايش سهم بازار ، ارضاي نياز مشتريان‌، آماده سازي براي معرفي محصول جديد‌، ارزيابي و تخمين فعاليتهاي فاقد ارزش افزوده و افزايش رقابت سازمان شود.از اين‌رو سازمان چابک به عنوان پارادايم سازمان قرن 21 طرفداران بسياري دارد و به عنوان يک استراتژي موفقيت آميز در بازارهاي رقابتي با تغييرات سريع نياز‌هاي مشتريان شده است. اگر چه توانايي ايجاد سازمان چابک با آن سرعتي که مورد نظر بوده، حاصل نشده است، چون توسعه تکنولوژي براي مديريت سازمان چابک هنوز در مرحله رشد است. از اين‌رو در سازمان چابک سوالات مهم زيادي در ارتباط با چابکي بايد پرسيده شود، همچون‌: چابکي چيست و چگونه اندازه‌گيري مي‌شود؟ چگونه سازمانها مي‌توانند به داشتن آن پي ببرند با اين حال که شاخصهاي مناسبي براي اندازه‌گيري آن وجود ندارد و اينکه چگونه و تا چه حدي ويژگيهاي سازمان مي تواند بر عملکرد تجاري آن تاثير بگذارد ؟چگونه مي توان چابکي را با قدرت رقابتي مقايسه کرد ؟ اگر يک سازمان بخواهد چابکي خود را بهبود ببخشد چگونه مي تواند موانع اصلي را براي بهبود شناسايي کند؟چگونه مي شود در دستيابي موثر به چابکي نقش داشت؟ پاسخ به اين سوالات براي متخصصان و تئوري پردازان طراحي سازمان چابک بسيار حياتي است .البته تنها تلاشي که براي اندازه‌گيري چابکي به عنوان يك ويژگي ساختاري سيستم انجام شده، در شاخص گراسون مشهود است. گراسون مدل سازي چابکي سازمان مجازي و ارتباطات آن را پيشنهاد داده است: ساختن يک گراف از ارتباطات که مشکلات موجوديتها را نشان مي‌دهد. او در اين مدل تعداد نقش آفرينان و روابط ميان آنها را شناسايي کرده و به اين نتيجه رسيده است که اگر آنها افزايش پيدا کنند پيچيدگي و به تبع آن چابکي نيز افزايش پيدا مي کند. شاخص پيچيدگي بيشتر افراد يک ادراک ذاتي از پيچيدگي دارند . پيچيدگي نه تنها از اندازه سيستم بلکه روابط داخلي اجزاي سيستم (که رفتار آنها را قابل پيش بيني نيست) نشئت مي گيرد. اين مسئله تازه‌اي نيست که محققان در تلاش براي اندازه‌گيري آن باشند . رويکرد اصلي در مقابل اندازه‌گيري پيچيدگي سيستم بر اساس اندازه گيري آنتروپي است. مفهوم آنتروپي تغييرات بسياري داشته است . يك تعريف آن است که آنتروپي ميزان اطلاعات لازم براي شناسايي وضعيت سيستم در هنگام اندازه گيري پيچيدگي است . سيستم‌هاي پيچيده‌تر زير سيستم هاي بيشتري دارند و همچنين روابط خطي و غير خطي که نياز به اطلاعات بيشتري براي تعيين وضعيت آنها در هر لحظه از زمان وجود دارد. شاخص آنتروپي اطلاعات، تابعي از احتمالات حالت است (Pi) نه شرايط .آنتروپي، اطلاعات بيشتر از يک مجموعه ترکيبي از راه حلهاي جامع و کامل با احتمال وقوع آنهاست که فرمول آن به صورت زير است: (البته اين فرمول در شرايطي است که سيستم کاملا غير قابل پيش بيني است.)[11] (I تابعي زنجيره اي از اطلاعات است) اندازه گيري چابکي با منطق فازي هدف اندازه گيري چابکي و شناسايي موانع اصلي بهبود چابکي، کمک به مديران براي دستيابي بهتر به يک سازمان چابک است. برخي ديگر از نويسندگان، از روش فازي و روشهاي يکپارچه شاخصهاي چابکي را پيشنهاد کرده اند . آنها شاخص چابکي را به عنوان ترکيبي از سطوح اندازه گيري ظرفيتهاي چابکي تعريف کرده اند. از اين‌رو سطح چابکي کامل يک سازمان (I) به اين صورت اندازه گيري مي شود : ( شاخص چابکي) وقتيAij سطح چابکي از ظرفيت j سازمان است بنابراين سطح مرتبط سازماني مي‌تواند به وسيله استاندارد سازي تمام سطوح چابکي کامل از سازمانهاي رقابتي به دست آيد.ديگر روشها ي اندازه گيري بر اساس فرايندهاي سلسله مراتب تحليلي ايجاد شده است .با استفاده از اين روشها ارزيابي کنندگان يک تکنيک مقايسه اي براي مقايسه ظرفيت هاي چابکي مورد استفاده قرار مي دهند . در نهايت اين ارزيابي کل ظرفيتهاي شاخصهاي چابکي را براي هر شرکت ترکيب مي کند . اولويت تفاوتهاي سازمان يا تفاوتهاي توليدي مي تواند به وسيله مقايسه چابکي سازمانهاي مختلف و فعاليتهاي توليدي تشخيص داده شود.از اين‌رو براساس ويژگيهاي عادي توليد محصول اگر Ri و Wi را شاخص چابکي و وزن هر ظرفيت چابكي در نظر بگيريم، شاخص چابكي، به صورت زير تعريف مي شود : ( شاخص چابکي) اين روش از نظر اجرا بسيار راحت است و توجه آن بر روي موارد مهم است . بيشتر معيار هاي چابکي به وسيله عبارات زبان شناختي تعريف شده که به وسيله احتمال چند گانه و ابهام طبقه‌بندي شده اند. پس امتياز دهي به تکنيک هاي بالا همواره مي تواند مورد انتقاد قرار گيرد، چون ملاک استفاده شده براي امتياز دهي ظرفيتهاي چابکي داراي اين محدوديتهاست: -1 چنين تکنيکي ابهام و احتمال زبان شناختي را در ارتباط با قضاوت در مورد يک عدد در نظر نمي گيرد. -2 قضاوت هدفمندانه ، انتخاب ارزيابي‌کنندگان تاثير زيادي را بر اين روشها خواهند داشت. اگر چه منطق فازي از ابزار‌هاي سودمند براي مسائلي است که شاخصهاي آنها مبهم و غير معلوم است، اصول فازي و وسايل ارزيابي مي تواند براي عبارات زبان شناختي استفاده شود.هر اصطلاح زبان شناختي مي تواند در ارتباط با عضوي از تابع باشد. منطق فازي با ايجاد فرضيه‌هاي جهاني در مورد عدم وابستگي‌، جامعيت ،انحصاري بودن شواهد مرز ابهام در تعاريف را مورد پذيرش قرار مي دهد. اين مسئله اين اميد را ايجاد مي کند که سنجشهاي کيفي در تصميم گيري استفاده شود، چون معمولا بسيار مهم هستند. منطق فازي کاربرد وسيعي در تصميم‌گيري مديريت پيدا کرده است . با اين ديدگاه براي ياري دادن مديران براي دستيابي به يک سازمان چابک ، يک مدل براساس منطق فازي پيشنهاد شده است و به عنوان ابزار اندازه گيري چابكي سازمان و شناسايي موانع اساسي بهبود سطح چابکي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در اين رويکرد رتبه بندي عملکرد و اهميت اوزان ظرفيتهاي متفاوت چابکي به وسيله متخصصان در اصطلاحات زبان شناختي بيان شده است. بنابراين از اعداد فازي مناسب براي نشان دادن ارزشهاي زبان شناختي استفاده مي‌شود و عمليات ساده رياضي براي يکسان کردن اين اعداد فازي به يک عدد فازي به کار گرفته مي‌شود که به اين عدد شاخص چابکي فازي گفته مي شود.(FAI) همچنين اين شاخص چابکي فازي با عبارات مناسبي ترکيب و باعث شده است که سطح چابکي در عبارات زبان شناختي بيان شود. بعد از آن شاخص اهميت عملکردي فازي (FPII) است که هر ظرفيت چابکي را براي کمک به مديران جهت شناسايي عوامل اصلي در نظر مي گيرد و براي مديران سازمانها عمل مناسب براي بهبود سطح چابکي را پيشنهاد مي‌كند. الگوي مفهومي چابکي سازمان هدف سازمان چابک ايجاد رضايت براي مشتريان و کارمندان است . يک سازمان ضرورتا داراي مجموعه اي از ظرفيتها براي پاسخگويي به تغييرات در محيط تجاري است .اگر چه وضعيتهاي تجاري در بيشتر شرکتها خودشان را در انبوهي از تقاضاهاي غير قابل پيش بيني مي يابند، پس افزايـش سريع چابکي لازم و ضروري است . چــابکي ممکن است به عنوان توانايي ســريع يک سازمان در پاسخگويي به تغيــير در بازار و تقاضاي مشتريان تعريف شده باشد. براي اينکه يک سازمان به چابکي دست يابد، بايد ايجاد کنندگان چابکي در آن سازمان وجود داشته باشند .با اين ديدگاه به ادبيات موضوع، نويسندگان يک الگو مفهومي را براي چابکي سازمان بسط داده‌اند که در شکل (1 ) نمايش داده شده است. اصلي ترين نيروي محرک چابکي، تغيير است . اگر چه تغيير چيز جديدي نيست، ولي تغييرات امروز در مقايسه با گذشته با سرعت بالاتري در حال روي دادن هستند. تلاطم و عدم اطمينان در محيط تجاري دليل اصلي شکست صنايع مختلف است، مخصوصا صنايع توليدي . تعداد تغييرات و نوع آنها ، ويژگيها و خصوصياتشان نمي تواند براحتي تعيين شود و شايد فقط تعريف شدني باشد. سازمانهاي مختلف با ويژگيهاي خاص و موقعيتهاي متفاوت تغييرات مختلفي را تجربه کرده اند که اين تغييرات خاص هستند و شايد در نوع خود بي نظير باشند‌. ولي ويژگيهاي معمولي در تغييرات براي هر سازماني اتفاق مي افتد . حوزه هاي اصلي تغيير در محيط تجاري به صورت زير طبقه بندي شده است : _ تغييرات سريع بازارها که به علت رشد سريع آنها و معرفي محصولات جديد و کوتاه شدن عمر محصولات. _ وجود رقابت شديد به علت تغييرات شديد بازار ، افزايش فشار هزينه ها ، رقابت هاي بين المللي. _ تغيير در نياز مشتريان به‌واسطه وجود تقاضاي عادي ، بالا رفتن کيفيت و زمان کوتاهتر تحويل محصولات. _ رشد تغييرات تکنولوژيک با معرفي محصولات جديد و سيستم هاي يکپارچه ( نرم افزاري و سخت افزاري). _ تغيير در عوامل اجتماعي به‌واسطه موانع محيطي ، فشار کار و انتظارات کاري و فشار هاي منطقي . از نگاه استيفن رابينز تغييرات به صورت زير طبقه بندي مي شوند: _ ماهيت نيروي کار؛ _ تکنولوژي؛ _ ضربه هاي اقتصادي؛ _ رقابت؛ _ روند اجتماعي؛ _ سياست هاي جهاني. سازمان چابک بيشتر در مورد تغيير و عدم اطمينان و غير قابل پيش بيني بودن محيط تجاري نگران است و سعي در نشان دادن واکنش صحيح در اين شرايط دارد . از اين‌رو سازمان چابک نياز به ظرفيتهاي موجود بالقوه و تطابق براي مواجهه با اين تغييرات ، عدم اطمينانها در محيط تجاري دارد .اين ظرفيتها شامل 4 عنصر اصلي هستند: 1) قدرت پاسخگويي (واکنش): توانايي شناسايي تغييرات و پاسخگويي سريع به آنها جهت برطرف سازي آنها . 2) رقابت : توانايي دستيابي موثر و کارا به اهداف و رسالتهاي سازمان. 3) انعطاف پذيري /قدرت پذيرش: توانايي پردازش فرايند هاي مختلف و دستيابي به اهداف گوناگون با امکانات يکسان. 4)سرعت /چابکي/تيزي: توانايي انجام فعاليتها در کوتاهترين زمان ممکن. بااستفاده از اين 4 اصل يک متدلوژي براي ترکيب آنها به يک سيستم مرتبط و يکپارچه ايجاد شده است و همچنين از آنها به‌عنوان ظرفيتهاي رقابتي استراتژيک نيز نام برده شده است. بنابراين اگر يک سازمان مي خواهد چابک باشد، بايد اين 4 اصل را در نظر داشته باشد . دستيابي به چابکي نياز به واکنش نشان دادن در بعد استراتژي ها ، تکنولوژي ها ، افراد و فرايند‌هاي تجاري است . بدين ترتيب‌، تمام حوزه‌هاي سازمان نياز به داشتن حاميان چابکي براي پاسخگويي موثر به تغييرات بازار دارند . در گذشته براي کمک به مديران در دستيابي به چابکي سازمان‌، مطالعات زيادي براي شناسايي وسايل چابکي که مديران سازمان مي توانند آنها را بر طبق استراتژي سازمان ، فرايند هاي تجاري و سيستم هاي اطلاعاتي انتخاب کنند ،انجام شد.به عنوان 4 عنصر جزئي در چابكي شناسايي شد: _ تحويل ارزش به مشتريان؛ _ آمادگي در مواجهه براي تغيير؛ _ ارزش گذاري براي دانش و مهارت انساني؛ _ ايجاد همکاران مجازي. علاوه بر آن مجموعه اي از 32رکن چابکي، همانگونه که در (جدول 1) ليست شده است پيشنهاد شد که شامل 4 بعد است: رقابت مديريت مرکزي ، سازمان مجازي ، توانايي مهندسي مجدد و دانش سازماني .اين ارکان به عنوان جنبه هاي چابکي پيشنهاد شده است و براي تعيين رفتار کلي سازمان استفاده مي‌شود. رويکرد ارزيابي چابکي فازي چارچوب ارزيابي چابکي فازي (FAE) که در شکل 2 نمايش داده شده است از دو قسمت اصلي تشکيل شده است .قسمت اول ارزيابي محيط عملياتي تجاري است و شناسايي ظرفيتهاي چابکي آن. قسمت دوم اين چارچوب ارزيابي ظرفيتهاي چابکي و ترکيب کردن رتبه بندي و اوزان آنها براي رسيدن به شاخص چابكي فازي (FAI) يک سازمان چابک و تطبيق دادن آن با سطح چابکي مناسب و ايجاد تحليل بهبود است که گامهاي اجرايي آن به صورت زير ارائه شده است: 1. انتخاب معياري براي ارزيابي. 2. تعيين يک مقياس مناسب براي ارزيابي رتبه عملکردي و اهميت اوزان براي ظرفيتهاي چابکي. 3. اندازه گيري عملکرد و اهميت ظرفيتهاي چابکي با استفاده از روشهاي زبان شناختي. 4. نزديک شدن به عبارات چند گانه با استفاده از اعداد فازي. 5. جمع کردن رتبه هاي فازي با اوزان فازي براي دستيابي به شاخص چابكي فازي سازمان. 6. جور کردن شاخص چابكي فازي با سطحي مناسب و مطلوب. 7. تحليل و شناسايي موانع اصلي بهبود. نتيجه گيري اگر چه FAI( شاخص فازي چابکي) به وسيله رويکرد منطق فازي در عبارات ارزشي بيان شده است، اما رتبه بندي مذکور يک تصوير کلي از احتمالات مرتبط را نشان مي دهد . از اين‌رو اين روش به تصميم گيرندگان درجه بالايي از انعطاف پذيري در تصميم گيري را ارائه مي دهد .با اين حال که استفاده از روش فازي از ساير روشها بهتر است، ولي استفاده از آن محدوديتهايي را نيز به همراه دارد و آن اين است که عناصر تابع چند متغيره به درک مديريتي تصميم گيرندگان وابسته است . پس تصميم گيرنده بايد در سطح استراتژيک سازمان باشد تا بتواند اهميت تمام جنبه ها مانند استراتژي و بازاريابي و تکنولوژي را درک کند. باوجود مشکلات محاسبه ميانگين اوزان فازي توسط مديران اگر اين محاسبات انجام شود در کاهش زمان صرف شده و احتمال خطا براي مديران بسيار موثر خواهد بود. به طور خلاصه استفاده از اين روش داراي مزاياي بسياري است که مي تواند براي تصميم گيرندگان سازماني بسيار حياتي باشد: _ به تحليلگران اطلاعات ارزشمند و واقعي ارائه مي‌کند.FAI (شاخص فازي چابکي) ميزاني از ارزشها را بيان مي‌کند که يک تصوير کلي در مورد احتمال چابکي سازمان و اطمينان از تصميم اتخاذ شده مي دهد . _ به شکل سيستماتيک عوامل ضعيف را در سازمان شناسايي مي‌كند و ابزاري در اختيار مديران قرارمي‌ دهد تا به وسيله آن طرحهايي براي بهبود شرايط ارائه كنند. _ اين مدل ساختاري را براي واکنش نشان دادن در مقابل محيط ارائه مي کند و اثر عدم اطمينان را بر روي هر يک از عوامل محاسبه و ارزيابي دقيقي ارائه مي‌کند.


منابع: -1 فرانسوا ز کوريلسکي بيليار – از ميل به تغيير تا لذت تحقق آن – ترجمه :الهه رضوي – انتشارات سازمان مديريت صنعتي –(1378) 2-Sharifi, H., Zhang, Z., 1999. A methodology for achieving agility in manufacturing organization: An introduction. International Journal of Production Economics 62, 7–22. -3 استيفن پي رابينز – رفتار سازماني جلد سوم – دکتر علي پارسائيان و دکتر سيد محمد اعرابي – دفتر پژوهشهاي فرهنگي(1378) 4-Machacha, L.L., Bhattacharya, P., 2000. A fuzzy logic-based approach to project selection. IEEE Transactions on Engineering Management 47 (1), 65–73. 5-Beskese, A., Kahraman, C., Zahir, Z., 2004. Quantification of flexibility in advanced manufacturing systems using fuzzy concept. International Journal of Production Economics 89 (1), 45–56 6-Goldman, S.L., Nagel, R.N., Preiss, K., Dove, R., 1991. Iacocca Institute: 21st Century Manufacturing Enterprise Strategy, An Industry Led View, vols. 1 & 2. Iacocca Institute, Bethlehem, PA. Guesgen, H.W., Albrecht, J., 2000. Imprecise reasoning in geographic information systems. Fuzzy Sets and Systems 113, 121–131.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 3:24  توسط H.t  | 

سیستم های فازی را می توان بعنوان کنترل کننده حلقه باز و یا کنترل کننده حلقه بسته مورد استفاده قرار داد .هنگامی که بعنوان کنترل کننده حلقه باز استفاده میشود سیستم فازی معمولا بعضی پارامترهای کنترل را معین کرده و انگاه سیستم مطابق با این پارامترها ی کنترل کار می کند. بسیاری از کار برد های سیستم فازی در الکترونیک به این دسته تعلق دارند. هنگامی که سیستم فازی بعنوان یک کنترل کننده حلقه بسته استفاده میشود در این حالت خروجی های فرایند را اندازه گیری کرده و بطور همزمان عملیات کنترل را انجام میدهد . کاربرد سیستم فازی در فرایندهای صنعتی به این دسته تعلق دارد.

منطق فازی روشی برای پردازش وقایع غیر قطعی ارائه می‌کند؛ دقیقا آنچه که در طبیعت و زندگی روزمره با آن در ارتباط هستم. در منطق فازی با مقادیری غیر قطعی و تقریبی کار می‌کنیم؛ محدوده‌ای از احتمالات که ممکن است اتفاق بیافتند. منطق فازی در مقابل منطق باینری binary  یا منطق Boolean  قرار دارد.

منطق فازی برای طراحی سیستم‌های خبره expert systems  به کار می‌رود. سیستم‌های خبره قوانین جهان واقع را شبیه سازی می‌کنند. کنترل خودکار ترافیک، دوربین‌های فیلمبرداری، ماشین‌های لباسشویی هوشمند، سیستم‌های تشخیص هویت از روی اثر انگشت یا تصویر مردمک چشم و غلط یاب تایپی در نرم افزارهای ویرایش متن مانند MS-Word  از منطق فازی استفاده می‌کنند.

نارسایی منطق  0  و  1  برای شبیه سازی جهان واقعی را منطق فازی کاملا حل می‌کند. برای مثال در سیستم راننده خودکار اتومبیل، محاسبه و کنترل  فاصله اتومبیل از کناره جدول یا اتومبیل‌های دیگر با منطق باینری ممکن نیست و در این شرایط منطق فازی مشکل گشا خواهد بود.

اگر رانندگی آموزش می‌دهید برای بیان فاصله بین اتومبیل و کناره جدول خواهید گفت: "تقریبا نیم متر". تنها روش برای گفتن چنین مقادیر غیر قطعی در سیستم‌های کامپیوتری استفاده از منطق فازی است.

 

ماشین شستشوی فازی:

 

سیستم فازی مورد استفاده یک سیستم سه ورودی یک خروجی است که سه ورودی فوق نوع کثیفی  و مقدار اندازه گیری شده کثیفی وحجم لباس بوده و خروجی  تعداد دورهای مناسب شستشو میباشد .بعنوان ورودی (سنسورهایی)در این سیستم تعبیه شده این سنسورها که از نوع نوری می با شند میزان نوری را که از طرف مقابل ساطع شده واز آب عبور کرده اندازه گیری می نمایند .سنسور نوری همچنین میتواند معین کند که نوع کثیفی چیست لباس گل آلود است یا چرب؟ گل در اب سریعتر حل می شود بنابراین اگر نور دریافتی بسرعت کاهش پیدا کند در آن صورت لباس گل آلود است در حالی که اگر لباس روغنی باشد کندتر در آب حل شده و کاهش نور دریافتی کندتر خواهد بود . ماشین همچنین دارای یک سنسور بار می باشد که حجم لباس ها  را ثبت می کند واضح است که تعدادلباس های بیشتر زمان بیشتری برای شستشو لازم دارد .موارد فوق را می توان در تعدادی قاعده اگر- آنگاه فازی برای ساخت یک سیستم فازی خلاصه کرد.

تثبیت کننده تصویر دیجیتال :

 

هر کس که با یک دوربین فیلم برداری کار کرده  باشد میداند که فیلم برداری بدون لرزش دست کار مشکلی است برای تصیح خطای ناشی از لرزش دست نوع جدیدی از دوربین ها به بازار عرضه شده است . این نوع دوربین ها که بر اساس سیستم های فازی میباشند تثبیت کننده تصویر دیجیتال نامیده شده اند . این سیستم ها بر اساس قواعد (هیوریستیک)زیر ساخته شده اند:10-اگر تمامی نقاط تصویر به یک جهت حرکت کرده اند آنگاه دست لرزش داشته است 0 11)اگر فقط تعدادی نقاط تصویر حرکت کرده است آنگاه دست لرزش نداشته است .

 

کنترل فازی کوره سیمان :

 

سیمان بوسیله آسیاب کلینکر که ترکیبی از مواد معدنی است در یک کوره ساخته میشود . بدلیل این که عملکرد این کوره غیر خطی ومتغییر با زمان میباشد وداده های نمونه برداری کمی نیز دارد کنترل آن با استفاده از روشهای کنترل متعارف کاری مشکل است. در اواخر دهه 1970 شرکتی در دانمارک یک سیستم فازی را برای کنترل کوره سیمان ابداع نمود  . سیستم فازی (کنترل فازی فوق چهار ورودی و دو خروجی داشت) ورودی های چهارگانه عبارتند  اند از:

1)درصد اکسیژن در گازهای اگزوز

 2)درجه  حرارت گازهای اگزوز 

3)گشتاور آسیاب کوره

 4)وزن حجمی کلینکر                 

خروجی های این سیستم نیز

1)میزان زغال سنگ ریخته شده به کوره

 2)میزان جریان هوا میباشد.

مجموعه ی که از قواعد اگر-آنگاه فازی رابطه خروجی ها را با ورودی ها مشخص می کند .بعنوان مثال :

1)اگر درصد اکسیژن بالا ودرجه حرارت پایین است آنگاه درجه هوا را افزایش دهید.

2)اگر درصد اکسیژن بالا و درجه حرارت بالا است آنگاه میزان زغال سنگ را اندکی کاهش دهید.

سیستم فازی ای که با ترکیب این قواعد ساخته شده بود در سال 1978 به مدت 6 روز در کوره سیمان شرکت اسمیت در دانمارک بکار گرفته شد ه که نسبت به حالت کنترل توسط انسان و همچنین مصرف سوخت بهبود را نشان میداد.

 

کنترل فازی قطار زیرزمینی :

 

یکی از مهمترین کاربرد سیستم های فازی را تا امروز می توان سیستم کنترل فازی متروی سندایی در ژاپن بر شمرد.مسیر شمال جنوبی این قطار به طور6/13 کیلومترودارای16 ایستگاه می باشد . سیستم فازی آن چهار پارامتررابطورهمزمان درنظرمی گیرد:   

ایمنی ،راحتی سرنشینان، رسیدن به سرعت مطلوب ودقت ترمز. سیستم فازی دارای دوبخش است:بخش کنترل کننده سرعت  ( که سرعت قطاررا در حد مجاز نگاه می دارد) وبخش کنترل کننده توقف اتوماتیک (که سرعت قطارراتا توقف نهایی تنظیم می کند) بخش کنترل کننده سرعت ازقواعدزیر استفاده می کند :

برای ایمنی :اگرسرعت قطارداردبه مرز مجازنزدیک شود، آنگاه بیشترین میزان ترمز را انتخاب کنید.

برای راحتی سرنشینان، اگرسرعت قطاردرمحدوده مجاز است،آنگاه عملکرد کنترل ترمزرا تغییر ندهید.

البته درسیستم واقعی از تعداد پا را مترها وقواعد بیشتری استفاده شده است.سیستم توقف خودکار رامی توان از روی چنین قواعدی بنا کرد:

برای راحتی سرنشینان:اگر قطار درمنطقه مجاز متوقف خواهد شد آنگاه عمل کرد کنترل ترمزراتغییرندهید.

برای راحتی وایمنی سرنشینان:اگر قطار در منطقه مجاز قراردارد آنگاه عمل کردکنترل ترمزرااز حالت شتاب به  حالت ترمز تغییر دهید.

البته باز هم درشتاب واقعی،از تعداد قواعد بیشتری استفاده شده است.امروزه قطارزیرزمینی سندایی یکی از پیشرفته ترین سیستمهای مترو محسوب شده که از سال   1991کارحمل ونقل مسافران رابه عهده دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 3:21  توسط H.t  | 

سیستم های فازی سیستم ها مبتنی بردانش یا قواعد میباشد .قلب یک سیستم فازی یک پایگاه دانش بوده که از قواعد اگر-آنگاه فازی تشکیل شده است. یک قاعده اگر-آنگاه فازی یک عبارت اگر –آنگاه بوده که بعضی کلمات آن بوسیله توابع تعلق پیوسته مشخص شده اند. بعنوان مثال عبارت فازی زیر را در نظر بگیرید: اگر سرعت اتومبیل بالاست انگاه نیروی کمتری به پدال گاز وارد کنید.

بطور کلی دو راه حل برای طراحی چنین کنترل کننده ای وجود دارد یک راه حل استفاده از کنترل کننده های متعارف نظیر PID بوده وراه حل دوم شبیه سازی رفتار رانندگان است بدین معنی که قواعدی که راننده در حین حرکت استفاده می کند را به کنترل کننده خودکار تبدیل نماییم0ما راه حل دوم را در نظر میگیریم. در صحبتهای عامیانه راننده ها در شرایط÷ طبیعی از سه قاعده زیر در حین رانندگی استفادهمی کنند:2-اگر سرعت پایین است آنگاه نیروی بیشتری به پدال گاز وارد کنید. 3-اگر سرعت متوسط است آنگاه نیروی متعادلی به پدال گاز وارد کنید4.اگر سرعت بالاست آنگاه نیروی کمتری به پدال گاز وارد کنید .با این حال ما می توانیم یک سیستم فازی را بر اساس این قواعد بسازیم.از آنجا که سیستم فازی بعنوان کنترل کننده استفاده شده ان را کنترل کننده فازی می نامند. بطور خلاصه نقطه شروع ساخت یک سیستم فازی بدست اوردن مجموعه ای از قواعد اگر – انگاه فازی از دانش افراد خبره یا دانش حوزه مورد برسی می باشد .مرحله بعدی ترکیب این قواعد در یک سیستم واحد است .

 

معمولااز سه نوع سیستم فازی صحبت به میان می اید :

 

1)سیستم های فازی خالص

2)سیستم های فازی تاکاگی –سوگنو و کانگ TSK)  )

3)سیستم های با فازی ساز و غیر فازی ساز

 

 بطور خلاصه این سه نوع سیستم را شرح می دهیم ساختار اصلی یک سیستم فازی خالص در شکل 3 نشان داده شده است .پایگاه قواعد فازیمجموعه ای از قواعد اگر-آنگاه فازی را نشان می دهد .موتور استنتاج فازی این قواعد را به یک نگاشت از مجموعه های فازی در فضای ورودی به مجموعه های فازی در فضای خروجی بر اساس اصول منطق فازی ترکیب می کند .مشکل اصلی در رابطه با سیستم های فازی خالص این است که ورودی ها و خروجی های ان مجموعه های فازی می باشند (وازهایی در زبان طبیعی ). برای حل این مشکل تاکاگی سوگنو و کانگ نوع دیگری سیستم های فازی معرفی کرده اند که ورودی ها و خروجی های ان متغییر هایی با مقادیر واقعی هستند. سیستم  TSKبجای استفادهاز قواعدی به شکل 1 از قواعدی بدین صورت استفاده می کند :

-اگر سرعت اتومبیل (X) بالاست انگاه نیروی وارد بر پدال گاز برابر است با Y=CX      

 که وازه(بالا) همان معنی 1 را داده و C یک عدد ثابت می با شد .مقایسه نشان می دهد که بخش انگاه قاعده فازی از یک عبارت تو صیفی با مقادیر زبانی به یک رابطه ریاضی ساده تبدیل شده این   تغییر ترکیب قواعد فازی را ساده تر می سازد .در حقیقت سیستم فازی TSK  یک میانگین وزنی از مقادیر بخش های انگاه قواعد می باشد .

    

مشکلات عمده سیستم فازی TSK  عبارتند از:

 1)بخش آنگاه قاعده یک فرمول ریاضی بوده و بنابراین چهارچوبی را برای نمایش دانش بشری فراهم نمی کند . 2)این سیستم دست ما را برای اعمال اصول اصول مختلف منطق فازی باز نمی گذارد و در نتیجه انعطاف پذیری سیستم های فازی در این ساختار وجود ندارد.

 برای حل این مشکل ما از نوع سومی از سیستم های فازی یعنی سیستم های فازی با فازی سازها استفاده میکنیم .به منظور استفاده ازسیستم های فازی خالص در سیستم های مهندسی یک روش ساده اضافه کردن یک فازی ساز در ورودی که متغییر هایی با مقادیر حقیقی را به یک مجموعه فازی تبدیل کرده و یک غیر فازی ساز که یک مجموعه فازی را به یک متغییر با مقدار حقیقی در خروجی تبدیل میکند  می باشد .نتیجه یک سیستم فازی با فازی ساز و غیر فازی ساز بوده که در شکل 5 نشان داده شده است .این سیستم فازی معایب سیستم فازی خالص و سیستم فازی TSK رامی پوشاند.از این پس منظور ما از سیستم های فازی سیستم های فازی با فازی ساز و غیر فازی ساز خواهد بود.    

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 3:20  توسط H.t  | 

مبانی فلسفی منطق فازی

گروه علمی- تخصصی جامعه‌شناسی روش‌شناسی و روش‌های تحقیق از جمله گروه‌هایی است که در سال تحصیلی 87-1386 فعالیت خود را آغاز کرده است. از جمله اهداف این گروه که مدیریت آن را دکتر علی ساعی عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس به عهده دارد، تلاش در جهت روشن‏تر کردن منطق روش‏شناختی پژوهش‏های اجتماعی‏، افزایش دقت روش‏های داوری در علوم اجتماعی، ‏افزایش اعتبارمعرفتی و همچنین نهادینه کردن تکثرگراییمعرفت شناختی و روش‏شناختی در این حوزه علمی است. گروه روش‌شناسی در نخستین نشست خود، با دعوت از دکتر لطف‏الله نبوی استاد منطق و روش تحقیق دانشگاه تربیت مدرس موضوعی با عنوان "مبانی فلسفی منطق فازی" را به بحث گذاشت.

دکتر نبوی در آغاز سخنرانی خود در این جلسه، با بیان اینکه در بحث از مبانی فلسفی، عمدتاً به مبانی معرفت‌شناسی و روش‏شناسی می‌پردازد؛ گفت: مقوله تفکر دارای دو مقام ثبوت و اثبات است. وقتی به ثبوت تفکر اشاره می‏کنیم، منظور ریشه‏های تفکر، عمق و خلاقیتی است که در آن وجود دارد چرا که اگر تفکر ریشه‏های عمیقی نداشته باشد، طبعاً ماحصل چندانی هم نخواهد داشت اما علاوه بر این مسأله، تفکر باید در مقام اثبات نیز دقیق و منضبط باشد. یعنی با دقت ارائه و اظهار شده و به صورت منضبط تبیین شود. آشکار است که از تعامل، تبادل و توازن میان مقام ثبوت و اثبات در تفکر،‏ معرفت تشکیل می‏شود که هم باید عمیق و دقیق بوده و هم بر خلاقیت و انضباط مبتنی باشد.

وی افزود: با یک رویکرد اثباتی به تفکر، می‏توان گفت که تفکر مراحلی را در تاریخ پشت سر گذاشته است. در واقع، تفکر صوری از سال چهارصد قبل از میلاد آغاز شده و تا قرن نوزدهم ادامه داشته است و پس از آن، از نیمه قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیست و یکم ساحت دیگری در تفکر حاکم شده که نام آن را تفکر ریاضی می‏گذارند اما ما این تجربه را پشت سر گذاشتیم و اکنون وارد مرحله سومی شده‏ایم که من از آن با عنوان تفکر فازی تعبیر می‏کنم که می‏توان گفت به معنای دقیق کلمه، از سال 2000 به بعد مطرح شده و رونق یافته است.

نبوی خاطرنشان کرد: تفکر صوری دارای دو ویژگی است؛ صوری سازی و اصل موضوعی سازی. در واقع، در این تفکر، به معرفت به مثابه درختی نگاه می‏شود که اجزاء مختلفی دارد و تصور بر این است که ما باید در علوم مختلف، درخت معرفت را نشانده و پربار کنیم. این بدان معناست که در معرفت مورد نظر خود بتوانیم حدود و اصول آن را پیدا کنیم، ریشه‏های بحث را بیابیم و سپس به سمت شاخه و میوه‏ها یا همان نظریه‏ها برسیم.

وی سپس به بیان تاثیرات تفکر صوری بر علوم مختلف پرداخت و در این باره گفت: پایه‏ترین علم معرفت، منطق است که درخت آن توسط ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد کاشته شد. بعد از منطق نوبت به ریاضیات می‌رسد که با نظریات اقلیدس در همان قرن چهارم قبل از میلاد در کتاب مشهور اصول مطرح شده است. پس از این علوم، درخت معرفت فیزیک و فیزیک نظری توسط نیوتون کاشته شده و در ادامه، در فضای تفکر صوری، نوبت به فلسفه و متافیزیک می‌رسد که در آن بزرگانی مثل دکارت، اسپینوزا و لایب نیتز شناخته شده‌اند.

وی ادامه داد: شعار دکارت وضوح و تمایز بوده و او معتقد است که در فلسفه همه چیز باید وضوح داشته و متمایز با دیگر موارد باشد اما لایب نیتز که می‏توان گفت با او تقریباً فضای صوری به کار خود پایان داد، به معنای دقیق کلمه خواهان پایان بخشیدن به مشاجرات فلسفی و به جای آن، رونق بخشیدن به فرآیند محاسبه است. اولین نمادهای ریاضی در منطق نیز توسط لایب نیتز به میان آمده و به همین دلیل، او را پدر منطق جدید می‏نامند. بدین ترتیب، با لایب نیتز کم‌کم تفکر ریاضی آغاز و به تبع آن،‌ ساحت جدیدی خلق می‌شود.

نبوی با تاکید بر اینکه تفکر ریاضی علاوه بر صوری‏سازی و اصل موضوع سازی به نمادین سازی و محاسبات نیز توجه می‏کند؛ گفت: در واقع در فضای ریاضی،‌ همه چیز تحت تأثیر محاسبات ریاضیاتی، آن هم در فضای مجموعه‏ها قرار می‏گیرد. او همچنین یادآور شد که منطق ریاضی جدید بسیار دیر و با حدود 50 سال فاصله نسبت به کشورهای دیگر توسط دکتر مصاحب به ایران وارد شد.

دکتر نبوی در بخش دیگری از سخنان خود توضیح داد که در اواسط قرن نوزدهم و در حوزه تفکر صوری،‏ به صراحت ذکر می‏شد که انسان اقلیدسی خلق شده است اما حدود یک قرن بعد، با شکسته شدن آن فضا، این نتیجه حاصل شد که می‏توان هندسه‏های دیگری نیز داشت. ریاضیات نیز پس از منطق در ساحت تفکر ریاضی دچار تحول شده و البته در کنار آن و با کمک یکدیگر رشد کردند. پس از آن نیز به صورت معمول نوبت به فیزیک رسید و فیزیک انیشتین و ماکس پلانک، با غلبه بر اصول بی‏نقص نیوتنی در فضای تفکر ریاضی به رشد خود ادامه دادند. در ادامه نیز مانند مرحله پیشین نوبت به متافیزیک رسید که با هر سه معرفت قبلی نسبت داشت. در عین حال، علومی مانند علوم اجتماعی نیز از این فضا متأثر بودند که در این زمینه دکتر منوچهر راد در کتاب "درون فهمی" با الهام از دکتر مصاحب سعی کرد ردپای منطق ریاضی را در علوم اجتماعی پیدا کند.

استاد منطق دانشگاه تربیت مدرس همچنین تصریح کرد که با شکسته شدن منطق ارسطویی، هندسه اقلیدسی و فیزیک نیوتنی که زمانی تصور می‌شد تنها فضاهای حاکم بر جهان هستند، این موارد حذف نشدند بلکه به صورت تقریبی درآمدند.

وی در ادامه بحث خود، وارد ساحت سوم یا همان تفکر فازی شد و درباره آن گفت که در این فضا علاوه بر ویژگی‏های تفکر صوری و ریاضی، فازی نت هم اضافه شده و در پی آن، فضای جدیدی آرام آرام خلق شده و در شروع، پا به منطق گذاشته است. او توضیح داد که به تعبیری می‏توان گفت که دو منطق قبلی در فضایی دو ارزشی میان صفر و یک یا سیاه و سفید و یا صادق یا کاذب بوده‌اند اما دکتر لطفی‏زاده دانشمند ایرانی الاصلی که برای نخستین بار بحث از منطق فازی را به نوعی مطرح می‏کند، خواهان نگاه کردن به طیف‏های ارزش‏های میان این دو است. این بدان معناست که میان صفر و یک و سیاه و سفید طیف وسیعی از اعداد و رنگ‏ها وجود دارند که باید مورد توجه قرار گیرند و ما می‏توانیم با داشتن مجموعه فازی یا همین طیف‏ها، مفهوم اشتراک را مطرح کنیم.

به گفته لطف‌الله نبوی، منطق فازی طی چهل سال گذشته، در حوزه‏های مختلف کاربردهای بسیاری پیدا کرده که از جمله آنها، ریاضیات کاربردی، فناوری و مهندسی، مدیریت، اقتصاد و علوم اجتماعی را می‌توان نام برد و این در حالی است که این منطق جدید مخالفت‏های زیادی را هم با خود به همراه داشته است.

وی افزود: پذیرش منطق فازی برای برخی به منزله بی‏نظمی و آشوبی است که نظام سخت علمی را درهم ریخته و بی‏دقتی را حاکم می‏کند. در عین حال، بحث از عدم صحت و تمامیت نیز در انتقادات فضای منطق به چشم می‏خورد چنانچه برخی آن را در فضای کاربردی قابل پذیرش دانسته اما معتقدند در سیستم منطقی نمی‏توان آن را وارد کرد.

دکتر نبوی در پایان سخنان خود تصریح کرد: منطق فازی برای تبدیل شدن به یک سیستم، افق روشنی دارد و به همین دلیل، من سال 2000 میلادی را نقطه آغازی برای این منطق می‏دانم و معتقدم که در صورتی که منطق فازی به تمام معنا ساخته شود، حتی در ریاضیات نظری و علوم دیگر کاربرد نیز پیدا خواهد کرد. در عین حال باید توجه داشت که حتی در صورت ساخته شدن کامل این منطق و نفوذ آن به علوم مختلف نیز تردیدهای فلسفی بشر تا حد زیادی باقی مانده و همین امر سبب خواهد شد که منطق ریاضی همچنان جایگاه خود را حفظ کند.

وی همچنین خاطرنشان کرد که اگر قرار باشد در سطح نظر و نه عمل، منطق فازی حاکم شود؛ باید به این پرسش پاسخ جدی داد که آیا قواعد منطق فازی خود فازی‏اند و آیا می‏توان از فهم فازی و تفکر فازی سخن گفت. در پاسخ به این مسأله گفته می‏شود که منطق پایه‏ای‏ترین بنیادهای نظری بوده و تغییر در آن تبعات زیادی خواهد داشت و بدیهی است که در بررسی این موضوع که آیا فهم هم می‏تواند فازی باشد، وارد یک بحث فلسفی نسبتاً پیچیده می‏شویم که در آن می‌توان گفت که با درجه‏ای از فازی‏نت فهم درجات دیگر تا حدی امکان‌پذیر بوده و لازم نیست ثبات علی الاطلاق باشد تا بتوان آن را فهم کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 3:15  توسط H.t  | 

مطلب ذیل بر گرفته از کتاب سیستم های استنباط فازی  و پژوهش های اجتماعی اثر دکتر وحید قاسمی عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان می باشد همچنین نکات دیگری بدان افزوده شد که به عنوان یکی از انواع روش های تحقیق در کلاس درس در باقر ساروخانی مورد بررسی قرارگرفته است . جهت مطالعه علاقه مندان به حوزه فازی در مسائل اجتماعی متن زیر معرفی می شود.

مقدمه:

•         برخي اصطلاحات نظير جهان فازي،منطق فازي، مجموعه هاي فازي، مدل سازي فازي، اعداد فازي و نظاير آنها در متون جامعه شناسي رو به گسترشند.

منطق فازی از جمله منطق‌های چندارزشی مي باشد. منطق کلاسیک هر چیزی را بر اساس یک سیستم دوتائی نشان می دهد ( درست یا غلط، 0 یا 1، سیاه یا سفید) ولی منطق فازی درستی هر چیزی را با یک عدد که مقدار آن بین صفر و یک است نشان می دهد. مثلاً اگر رنگ سیاه را عدد صفر و رنگ سفید را عدد 1 نشان دهیم، آن گاه رنگ خاکستری عددی نزدیک به صفر خواهد بود.

•در سال 1965، دکتر لطفی‌زاده نظریه سیستم‌های فازی را معرفی کرد. در فضایی که دانشمندان به دنبال روش‌های ریاضی برای شکست دادن مسایل دشوارتر بودند، نظریه فازی به گونه‌ای دیگر از مدل‌سازی، اقدام کرد.

•  منطق فازی معتقد است که ابهام در ماهیت علم است. بر خلاف دیگران که معتقدند که باید تقریب‌ها را دقیق‌تر کرد تا بهره‌وری افزایش یابد، لطفی‌زاده معتقد است که باید به دنبال ساختن مدل‌هایی بود که ابهام را به عنوان بخشی از سیستم مدل بشمار آورد.

•  در منطق ارسطویی، یک دسته‌بندی درست و نادرست وجود دارد. تمام گزاره‌ها درست یا نادرست هستند. بنابراین جمله «هوا سرد است»، در مدل ارسطویی اساساً یک گزاره نمی‌باشد، چرا که مقدار سرد بودن برای افراد مختلف، متفاوت است و این جمله اساساً همیشه درست یا همیشه نادرست نیست. در منطق فازی، جملاتی هستند کهمقداری درست و مقداری نادرست هستند. برای مثال، جمله "هوا سرد است" یک گزاره منطقی فازی می‌باشد که درستی آن گاهی کم و گاهی زیاد است. گاهی همیشه درست و گاهی همیشه نادرست و گاهی تا حدودی درست است. منطق فازی می‌تواند پایه‌ریز بنیانی برای دانش اجتماعي جدیدی باشد که دست‌آورد‌های علمي دقيقتري را ارائه نمايد.

• در شکل روبرو، سرد بودن، گرم بودن و داغ بودن، شرايطي برای مقایسه درجه حرارت هستند و هر نقطه ای روی این خطوط می تواند دارای یکی از سه ارزش بالا باشد. به عنوان مثال برای یک درجه حرارت خاص که در شکل با یک خط نشان داده شده است، می توان گفت: «مقداری سرد است»،«اندکی گرم است» یا «اصلاً داغ نیست»

•   قوانین علمی گذشته در فیزیک و مکانیک نیوتونی همه بر اساس منطق قدیم استوار گردیده‌اند. در منطق قدیم فقط دو حالت داریم: سفید و سیاه، آری و خیر، روشن و تاریک، یک و صفر، و درست و غلط. متغیرها در طبیعت یا در محاسبات بر دو نوعند: ارزش‌های کمی که می‌توان با یک عدد معین بیان نمود و ارزش‌های کیفی که براساس یک ویژگی بیان می‌شود.

• مثال:

• اگردرمورد قد افراد با ارزش عددی (سانتی‌متر)اندازه‌گیری شود و افراد را به دسته‌های قدکوتاه و قدبلند تقسیم‌بندی کنیم و حد آستانه ۱۸۰ سانتی‌متر برای قد بلندی مدنظر داشته باشيم. تمامی افراد زیر ۱۸۰ سانتی متر براساس منطق قدیم قدکوتاهند حتی اگر قد فرد ۱۷۹ سانتی‌متر باشد. ولی در مجموعه فازی هر یک از این صفات براساس شرايط عضویت تعریف و بین صفر تا یک ارزشگذاری می‌شوند. از آن جا که ذهن ما با منطق دیگری کارهایش را انجام می‌دهد و تصمیماتش را اتخاذ می‌کند، جهت شروع، ایجاد و ابداع منطق‌های تازه و چندارزشی مورد نیاز است که منطق فازی یکی از آن‌ها می‌باشد.

كليد واژه ها:

• براي آنكه بتوان كاربردهاي منطق فازي را در پژوهش هاي اجتماعي بطور مشخص تر درك كرد ، برخي از كليد واژه هايي نظير ؛

• فازي

• مجموعه هاي فازي

• اعداد فازي

• ومنطق فازي را با مثالهائي توضيح مي دهيم.

• فازي Fuzzyدر مقابل قطعيCrisp

• به لحاظ لغوي ، فازي در مقابل قطعي و غير منعطف قرار مي گيرد.

• مثال1: اگر از پاسخ گوئي سوال كنيد كه درآمد ماهيانه اش چقدر است و او پاسخ دهد كه حقوقش 480/000 تومان است ، وي داده اي دقيق را در اختيار ما مي گذارد و بطور قطعي درآمد خود را مشخص كرده است. حال اگر همين پاسخ گو در پاسخ به پرسش ما بگويد حدود 500/000 تومان درآمد ماهيانه دارد مي توان گفت پاسخ وي قطعي و دقيق نيست پاسخ وي فازي ، منعطف و غير دقيق است . شايد براساس واژه «حدود»، درآمد ماهيانه را بين 450/000تومان تا 550/000تومان برآورد كنيم. به هر حال امكان تفسير منعطفي در اين باره وجود دارد . در همين رابطه مي توان گفت امكان ندارد پاسخگوئي كه درآمدش را حدود 500/000تومان ذكر كرده داراي درآمد ماهيانه 250/000تومان يا 750/000 تومان باشد اما امكان دارد درآمد ماهيانه اين فرد 490/000 تا 510/000 تومان باشد و البته هر چه از درآمد 500/000تومان دور شويم اين امكان كاهش مي يابد تا جائي كه اين امكان صفر شود هر چند نمي توان مرز دقيقي را براي آن مشخص كرد.

• مثال2:  اگر از پاسخگوئي بپرسيم در طي ماه گذشته چند بار به سينما رفته است و او در پاسخ بگويد؛ 3بار باز هم پاسخگو يك پاسخ دقيق،قطعي،و غير مبهم را داده است. در حالي كه اگر همين پاسخگو بگويد كه «چند باري» به سينما رفته است ممكن است پاسخ او بين2بار تا 5بار تفسير شود يا اگر پاسخ دهد كه «دفعات زيادي» به سينما رفته است ممكن است 7تا 12 بارتفسير شود.كميت هائي نظير چند بار، دفعات زياد، دفعات كم، به ندرت، گاهي و مانند آن را اعداد فازي ، غير قطعي، مبهم و منعطف مي ناميم.

• مثال 3: اگر بتوان كشوري را به لحاظ دموكراسي به دوگروه دموكرات و غير دموكرات تقسيم كرد يعني گفته شود كشورها يا دموكرات هستند و يا دموكرات نيستند مرزي دقيق ، قطعي و غير منعطف بين دموكراسي و اتو كراسي كشيده شده است در حالي كه اگر گفته شود كشورها را نمي توان صرفا به دموكرات و اتوكرات تقسيم كرد بلكه دموكراسي و اتو كراسي هر كدام سطوحي دارند و درجه دموكرات بودن يا اتوكرات بودن هر كشوري مي تواند بالا يا پائين باشد در اين حالت مرز دقيقي بين دموكراسي و اتو كراسي رسم نشده است بلكه نوعي مرزبندي فازي ،منعطف، و غير دقيق به كار گرفته شده است.

• ولي واقعيت آن است كه اولا مفاهيم كيفي ذكر شده به سهولت قابليت تبديل به عدد را ندارند و ثانيا نزد افراد مختلف، مفهوم «متوسط» شدت يكساني ندارد. بنابراين اولا نمي توان به سادگي تنها يك مقدار(مثل 3را) ، به اصطلاحي نظير «متوسط» اختصاص داد و ثانيا نمي توان به افراد مختلفي كه از اصطلاح «متوسط» در پاسخ پژوهشگر استفاده مي كنند نمره يكساني داد. مفهوم اعداد فازي نوعي نگاه ديگر به مفاهيم كيفي ذكر شده، نظير كاملا موافقم ، اغلب يا متوسط را در اختيار پژوهشگران اجتماعي قرار مي دهد.

• در بيان فازي بايد گفت كه واژه مبهمي نظير «متوسط» قابل جايگزيني با مقدار دقيق3 نيست بلكه مناسبتر آن است كه آن را با مجموعه اي از مقادير 2 تا 4 جايگزين نمود . يعني امكان دارد كه مقدار متوسط از 2/1 شروع شود و به 3/9 و سپس به  4 برسد. همانند شكل زير؛                                            

• منطق فازي   Fuzzy Logicدر مقايسه با منطق كلاسيك Classic Logic

• هر گاه در طرح روابط بين پديده ها (مثل رابطه توسعه يافتگي و دموكراسي) يا تدوين گزاره هاي منطقي (مثل اينكه كشور ها ي توسعه يافته ، دموكرات هستند )از مجموعه هاي قطعي استفاده شود، با منطق كلاسيك دو ارزشي مواجهيم .چنانچه در طرح روابط بين پديده ها ( مثل درجه توسعه يافتگي و درجه دموكرات بودن) يا تدوين روابط و گزاره هاي منطقي ( مثل اينكه مجموعه كشور هاي با درجه توسعه يافتگي از درجه بالاتري از دموكراسي برخوردارند)استفاده كنيم، از مجموعه هاي فازي با منطق فازي بهره مي بريم.

• منطق فازي بدنبال آن است كه بگويد دقت،  اهميت نسبي دارد آلاوإلا‍ (Alavala2008)توسعه منطق فازي را عمدتا به خاطر نيازي دانسته است كه دانشمندان به يك چارچوب مفهومي براي تحليل دانش غير قطعي و غير دقيق و غيررياضي احساس مي كرده اند.

• كنستانتين و همكاران (2001) منطق فازي را بيش از هر مفهوم ديگري با «عدم قطعيت» پيوند مي دهند  مفهومي كه هرچه بيشتر زندگي انسانهارا در بر مي گيرد.

    

• يك مثال از منطق فازي در مقايسه با منطق كلاسيك :

• فرض كنيد در طي يك مصاحبه از انديشمندي ،در پاسخ به اين پرسش كه براي رسيدن به يك نظام دموكراسي كدام يك از زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي،و اقتصادي  لازم است؟ مجموعه اي از استدلالهاي زير را ارائه نمايد:

«واقعيت اين است كه رسيدن به دموكراسي نيازمند فراهم بودن شرايط اقتصادي است. كشور هائي مي توانند به دموكراسي دست يابند كه بيكاري، مساله اي حاد در آن نباشد. و اگر آرزوي اصلي درصد بالائي از جوانان يك كشور دستيابي به شغل باشد نمي توان انتظار داشت كه دموكراسي براي آنها در اولويت قرار گيرد و حاضر باشند براي دموكراسي هزينه اي پرداخت كنند.با ين حال شايد در چنين جامعه اي دموكراسي ضعيف شكل بگيرد اما نمي تواند پايدار باشد و....»

• همانگونه كه ملاحظه مي شود در چنين چارچوبي ، انديشمندان از گزار هاي فازي استفاده كرده اند گزاره هاي مثل:

1)اگر آرزوي اصلي درصد بالائي از جوانان يك كشور دستيابي به شغل باشد نمي توان انتظار داشت كه دموكراسي براي آنها اولويت داشته باشد.

2) اگر آرزوي اصلي درصد بالائي از جوانان يك كشور دستيابي به شغل باشد آنها حاضر نيستند براي دسيابي به دموكراسي هزينه اي پرداخت كنند.

3) اگر در شرايط اقتصادي خوبي نباشيم ممكن است يك دموكراسي ضعيف شكل بگيرد و...

        همه اين گزاره ها گزاره ي منطق  فازي هستند زيرا  اولا) از كميت هاي مثل «حاد » ،« درصد بالا»، «اولويت» «ضعيف»، «بالا»،« مهم»، «غلبه» وغبره استفاده شده است كه از نوع فازي مي باشند.

•  دوما)  همه موارد فوق از قوانين اگر......آنگاه.......(if……..thenاستفاده مي كنند . كه اين قانون از اصول منطق فازي است.

• و يا مثال هاي زيرمثال:

1) اگر آموزش عالي در سطح بالايي عموميت پيدا كند ،و مادي گرائي ضعيف باشد،و سنت گرائي ضعيف باشد و نگاه رسانه ها به تبليغ حقوق شهروندي مثبت باشد. آنگاه تقاضا براي آزادي هاي مدني بالا خواهد بود.

2) اگر آموزش عالي در سطح متوسطي عموميت پيدا كند ،و مادي گرائي قوي باشد،و سنت گرائي متوسط باشد و نگاه رسانه ها به تبليغ حقوق شهروندي منفي باشد. آنگاه تقاضا براي آزادي هاي مدني پائين خواهد بود.

•  چرا فازي:

•  دلايل توجيهي براي بهره گيري از منطق فازي چيست؟

1)كميت هايي كه در پژوهش هاي اجتماعي و بويژه در پيمايش ها با آنها مواجهيم عمدتا از نوع كميت هاي فازي هستند.( مثل مثال فوق)

2)  اعداد فازي اين امكان را براي پژوهشگر اجتماعي فراهم مي آورند كه مقياس هاي اندازه گيري كيفي( اسمي – رتبه اي) وكمي ( فاصله اي- نسبي)  را با يكديگر تلفيق و از مزاياي سنجش هاي كيفي و كمي در قالب مدرج سازي بهره برد.

3) داده هائي كه به هنگام مصاحبه با متخصصان حوزه هاي مختلف جامعه شناسي يا افرادمطلع ديگر، گرد آوري مي شود عمدتا از نوع داده هاي فازي اند. اين داده ها مبناي اصلي در ساخت پايگاه قواعد در سيستم هاي استنباط فازي هستند.

4) تحليل مجموعه هاي فازي رويكرد بسيار توانمندي در بررسي اثر گذاري پديده هاي اجتماعي بر يكديگر است. كه اين ويژگي( اثر گذاري پديده هاي اجتماعي برهم ) با تحليل هاي خطي همبستگي ، قابل دست يابي نيست.

5)بهره گيري از منطق فازي به پژوهشگر اجتماعي امكان ساخت مدل هاي پيچيده اي را مي دهدكه در آنها تركيب هاي پيچيده و متنوع علي، تبيين كننده خروجي هاي مدل هستند.

• استمسون و وركويلن (2006) نيز پنج دليل عمده را براي بهره گيري از نظريه مجموعه هاي فازي را به شرح زير  مشخص نموده اند:

1) مجموعه هاي فازي توان تحليل ابهام را بطور سيستماتيك دارا هستند.

2) بسياري از سازه ها در علوم اجتماعي داراي خصيصه دو مقوله اي بودن وچند بعدي بودن هستند. متغيير هاي مقوله اي از نوع ترتيبي هستند و منطق فازي به خوبي قادر به تحليل چنين متغيرهايي است.

3) با بهره گيري از مجموعه هاي فازي مي توان روابط چند متغيره را فراتر از مدل خطي معمول تحليل كرد.

4) تحليل  فازي ،مجموعه اي  وفادار به مباني نظري است. نظريه ها اغلب با استفاده از اصطلاحات منطقي و مجموعه اي بيان مي شوند. در حالي كه اغلب مدل هاي  آماري براي متغيرهاي پيوسته اينگونه نيستند.

5) نظريه مجموعه هاي فازي تفكر مجموعه اي و متغير هاي پيوسته را به شيوه اي موشكافانه و با دقت زياد تركيب مي كنند.

• استفاده از منطق فازي در پژوهش هاي نظري و كاربردي اجتماعي راهي نوين در اختيار پژوهشگران قرار مي دهد كه از طريق آن ، آزمون دقيق تر فرضيه ها ي پژوهشي و پرسش هاي تحقيق  امكان پذير مي شود .بنا براين راه حل هاي اثر بخش تر در اختيار انان  قرار مي گيرد.

• وضعيت فرضيه در روش فازي:

• در روش فازي داوري در مورد فرضيه ها  بسيار متفاوت از روشهاي غير فازي است. به عنوان مثال در روش تحليل كمي، مفاهيم به متغير تبديل و همبستگي ميان متغير ها بررسي مي شود.

• اما در روش فازي مفهوم نه به عنوان يك متغير كه جايگزين مفهوم شده بلكه به  مثابه مجموعه فازي تلقي شده و آنگاه نوع و ميزان عضويت در آن مجموعه تعيين مي شود. به همان مثال دموكراسي در كشور ها برمي گرديم:

• اگر دموكراسي دركشورها مورد بررسي قرارگيرد؛ در رويكرد دو ارزشي كشورهاي دموكراتيك و غير دموكراتيك را از هم متمايز مي كنيم و در روش فازي مجموعه ي كشور هاي دموكراتيك را در نظر مي گيريم و سپس نوع و ميزانعضويت كشور ها را در آن مچموعه بررسي مي كنيم.

• يعني يك كشور ممكن است از ميزان كمي از دموكراسي برخوردار باشد و كشوري ديگر به مقدار ناچيزي از كشور قبلي خود بيشتر دموكراسي  داشته باشدو.... به عبارت ديگر مي توان گفت كه مقدار آن فقط صفر يا فقط يك نيست(دموكراسي /غير دموكراسي) بلكه مقدار آن در طول صفر و يك خواهد بود .

 چند مثال از فرضيه هاي مبتني برهمبستگي:

1. بين هوش فرهنگي و بنياد گرائي رابطه وجود دارد.

2. بين بنيادگرائي و هوش فرهنگي رابطه وجود دارد.

3. هر چه هوش فرهنگي قويتر بنياد گرائي ضعيفتر مي باشد.

4. هر چه بنيادگرائي قوي تر هوش فرهنگي ضعيف تر مي باشد.

   اما فرضيه هاي مبتني بر تحليل فازي:

1. بنيادگرايان داراي هوش فرهنگي پائين هستند.

2. بسياري از افراد داراي هوش فرهنگي پائين بنياد گرا هستند

• يعني يك كشور ممكن است از ميزان كمي از دموكراسي برخوردار باشد و كشوري ديگر به مقدار ناچيزي از كشور قبلي خود بيشتر دموكراسي  داشته باشدو.... به عبارت ديگر مي توان گفت كه مقدار آن فقط صفر يا فقط يك نيست(دموكراسي /غير دموكراسي) بلكه مقدار آن در طول صفر و يك خواهد بود .

• تفاوت دو نوع فرضيه ؛

• الف) در تحليل همبستگي متغير محور مي باشيم اما در تحليل فازي مفهوم يا مورد محور مي باشيم  چون به ميزان و درجه دو مفهوم فوق مي پردازيم.

• ب) در تحليل همبستگي فقط دو قطب بنيادگرا يا غير بنيادگرا داريم اما در تحليل فازي تعداد زيادي از كشور ها را داريم كه از بنيادگرائي  تا غير بنياد گرائي پراكنده هستند.

 نمودا ر تحليل فازي:      غير بنياد گرا                            بنياد گرا

                         كشور هاي مختلف ، در طول پيوستار قرار مي گيرند

  نمودا ر تحليل همبستگي: غير بنياد گرا   1                      0  بنياد گرا

                         كشورهاي مختلف، در دو قطب 1يا 0 قرار مي گيرند.

• عنصر كليدي در منطق فازي ، در درجه بندي و ميزان عضويت در يك مجموعه است و اين درجه بندي از طريق رجوع به صاحب نظران و به كمك دانش نظري پژوهشگر تعيين مي شود.

 

• مجموعه هاي فازي : Fuzzy Set

• بسياري از  پديده ها از جمله پديده هاي اجتماعي را نمي توان در قالب مجموعه هاي  كلاسيك دسته بندي كرد .هر چند در برخي از موارد اين مجموعه ها چنين قابليتي را دارند . در رابطه با متغيرهاي اسمي «ابهام» كمتري وجود دارد يا ابهامي وجود ندارد . مثلا مي توان از مجموعه هاي پاسخگويان متاهل صحبت كرد و هر پاسخگو را در اين مجموعه قرار داد يا قرار نداد. و يا هر نمونه مورد مطالعه را مي توان در مجموعه مسلمانان قرار داد يا نداد و همين وضعيت در مورد مجموعه هايي نظير مجموعه هاي پاسخگويان مرد ، مجموعه هاي پاسخگويان دانشجو و يا مجموعه هاي پاسخگويان مهاجر  وجود دارد.

• با اين حال در رابطه با همين مجموعه ها نيز گاهي ممكن است ابهاماتي وجود داشته باشد كه نتوان به راحتي گفت كه آيا يك پاسخگوي خاص در آن مجموعه قرار مي گيرد يا خير . به عنوان مثال ؛ دانشجوئي كه به تازگي  در دانشگاه پذيرفته شده ولي هنوز دوره آموزشي خود را آغاز نكرده است در مجموعه دانشجويان قرار مي گيرد يا خير ويا ؛ آيا پاسخگوئي كه به تازگي محل تولد و زندگي خود را ترك كرده و شهر ديگري ساكن شده است را بايد در مجموعه مهاجران قرار داد يا خير ؟ البته مطمئنا با تعاريف قراردادي براي هر يك از آنها مي توان چنين مشكلي را حل كرد ولي اين تعاريف قراردادي اگر براساس دو ارزشي كردن پديده ها باشند در واقع نوعي تقليل معنائي در تعريف آنها خواهد بود . مثل اينكه اگر بگوئيم افراد يا مهاجرند يا بومي ، يا دانشجو هستند يا غير دانشجو ، و هيچ موقعيت سوم و يا چهارمي را تعريف نكنيم.در مثالهاي ياد شده فرد پذيرفته شده به عنوان دانشجو نه در وضعيت فردي قرار دارد كه هيچ گاه دانشجو نبوده و در حال حاضر نيز هيچ پذيرشي ندارد و نه در وضعيت فردي است كه دوره آموزش عالي خود را آغاز كرده و مدتي به عنوان دانشجو نقش ايفا كرده است.

• و ضعيت فرد تازه مهاجرت كرده نيز در مقايسه با فرد بومي و افرادي كه مدت قابل توجهي از زمان مهاجرت آنها گذشته است همين گونه است

• مثال هاي گفته شده به دنبال توضيح اين موضوع هستند كه نمي توان همواره واحد هاي مورد مطالعه خود را به طور كامل در يك مجموعه قرار داد يا بطور كامل آنها را از مجموعه حذف كرد .

انتقادات :

1. روشهاي آماري و رياضي مبتني بر احتمالات مي توانند همان كار منطق فازي را انجام دهند.

2. قاعده اگر..... آنگاه كاربرد ساده اي در رياضي دارد اما در مجموعه هاي پيچيده اجتماعي كاربرد عملي آن به سختي ممكن است . به عبارت ديگر شرايطي را كه منطق فازي در تحقيقات اجتماعي به بر نامه ريزان توصيه مي نمايد به سختي قابل اجرا و پياده شدن مي باشد.

• 3-   انعطاف پذيري بيش از حد فازي مي تواند دليل تراشي و موجه جلوه دهي در اعمال و رفتار هاي برنامه ريزان و يا سياست مداران كشورها در حيطه هاي مختلفي مثل دموكراسي و يا آموزش و .... ايجاد نمايد با اين منطق، هيچ كشور دموكرات يا غير دموكرات كامل يا با سواد و بيسواد كامل نداريم بلكه همه كشورها از درجه اي از دموكراسي يا درجه اي از با سوادي برخوردار مي شوند. بنابراين در مقابل پرسش يا انتقاد از طرح و برنامه هاي خود ، توجيهات مختلفي را مي شود بيان نمود.

• 4-  از نگاه فلسفي به فرض مشكك بودن پديده ها ، با ترديد نگريسته مي شود . زيرا انسانها نيازمند تصديق ها و قطعيت ها هستند تا بر اساس آن اقدام به عمل نمايند. ( براي حركت به زمين سفتي نياز داريم كه پا بر آن بگذاريم و گامي به جلو بر داريم.

 

• نتيجه:

• به نظر مي رسد كه عمده واقعيت هايي كه در علوم اجتماعي مورد مطالعه  قرارمي گيرند ممكن است ، تا حدي عضو يك مجموعه باشند به نحوي كه نتوان آن را بطور كامل از مجموعه حذف كرد يا بطور كامل در درون  آن مجموعه قرار داد. از آنجا كه ذهن انسان همانند ماشين نيست كه فقط بر اساس اعداد دقيق عمل كند و مي تواند از اطلاعاتي كه داراي ابهام هستند نتيجه منطقي بگيرد ،به نوعي فازي  سازي در ذهن انسان اشاره  دارد كه سعي مي شود آنرا به ماشين منتقل نمايد.

• مجموعه هاي فازي كه به شكلي مي توان آنرا مجموعه هاي چند ارزشي دانست،  به جاي مرز بندي كلاسيك بين عضو/غير عضو، مرزبندي منعطف تري را با طرح درجه عضويت يا تعلق ارائه مي دهد. مهمترين تفاوت مجموعه كلاسيك با مجموعه فازي اين است كه نظريه فازي اجازه عضويت جزئي را در يك مجموعه مي دهد.

• اين مهمترين امتياز منطق فازي است كه گزاره ها را داري درجه اي از درستي مي داند. به عبارت ديگر يك شي نه بطور كامل بلكه به صورت ناقص به يك مجموعه تعلق دارد .  در نتيجه ابهام به عنوان بخشي از سيستم ، پذيرفته شده است. 

منابع:

 1-قاسمي، وحيد:«سيستم هاي استنباط فازي و پژوهش هاي اجتماعي» تهران،انتشارات جامعه شناسان،1389 2-پژشكي، ويدا: «كاربرد منطق فازي در ارائه مدل ارزيابي سطوح توسعه كشاورزي» فصلنامه روستا و توسعه ، شماره 4 زمستان 1387،صص53-70.

3-وانگ، لي: «سيستم هاي فازي و كنترل فازي » ترجمه محمد تشنه لب، نيما صفا پور ، داريوش افيوني، تهران ، دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي، 1378.

4-رندال ،(ا.ي): ريچارد(جي.ال):« مقدمه اي بر معادلات ساختاري » ترجمه وحيد قاسمي، تهران انتشارات جامعه شناسان،1388.

5-لطفی‌زاده،عسگر:« مجموعة فازی » 1965، مفاهیم الگوریتم» 1968.  مقاله موجود در سايت.

6-کريمي، پري نوش:« مباني فلسفي منطق فازي» پايان نامه ، دانشكده : ادبيات و علوم انساني، استاد راهنما : دکتر محمدعلي اژه اي ،1382.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 3:8  توسط H.t  | 

چکیده: در این مقاله روشی برای یافتن جواب بهینه مدل انتخاب تکنولوژی با داده های فازی معرفی می شود. مقاله یک روش ساده محاسباتی برای یافتن جواب بهینه مساله برنامه ریزی خطی فازی مدل انتخاب تکنولوژی پیشنهاد می کند که درآن نیاز به حل هیچ LP فازی نیست. این تحقیق از پیچیدگی محاسبات داده های فازی می کاهد و زمانیکه پیچیدگی بیشتری مطرح می شود اهمیت این روش نیز افزایش می یابد.

دانلود : http://www.ensani.ir/storage/Files/20120426153620-5023-28.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 3:5  توسط H.t  | 

چکیده: این مقاله بازنگری مدل تلفیق شده Chan & QI با مدل مرجع فرآیند کسب و کار (SCOR) است. این مدل تلفیقی با ساختار سلسله مراتبی، دارای سه سطح و هفت معیار برای عملکرد زنجیرهی تأمین هستند که دو مورد ازاین معیارها کمی (هزینه و استفاده از منبع) و پنج موردآن ها کیفی هستند (کیفیت، انعطاف پذیری، مشهود بودن، اعتبار و نو آوری). به منظور بهبود کارایی مدل گفته شده در ارزیابی عملکرد زنجیرهی تأمین، از ترکیب این مدل با منطق فازی استفاده شده است. به عبارت دیگر هدف این مقاله پیشنهاد یک روش ارزیابی نوآورانه است تا با بهکارگیری منطق فازی، داده های عملکردی حاصل از معیارهای مختلف را به یک شاخص مرکب معنادار برای یک زنجیرهی تأمین، تبدیل کند. در نهایت مدل گفته شده در یک مورد واقعی تست شد و نتایج بیانگر اعتبار مدل پیشنهادی است.


دانلود : http://www.ensani.ir/storage/Files/20120329174413-8010-28.pdf

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 3:4  توسط H.t  |